پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۱

شد اتفاق شبِ دوش گفت‌و‌گو به منش

حدیثِ نقطهٔ موهوم حل شد از دهنش

ز شمعِ عارضِ او سوخت تن چو فانوسم

که هیچ پرده ندیدم به غیر خویشتنش

ز بس که بر سر هم ریخته است بشکسته است

دل درست چه جویی ز زلف پرشکنش

غلام عارف بی‌کسوتم که گاه سماع

چو جای جامه که شد پوست بار بر بدنش

بچم به قامت موزون تو سیمتن به چمن

که باغبان بکَنَد دل ز سرو و نسترنش

که بسته سنبل بویا به برگ نسترنش

به ارغوان که برآمیخته است یاسمنش

غریب‌وَش دلم از هجرِ مویت ار نالد

غریب نیست که موید ز دوری وطنش

بتی که گل به لطافت به پیش اوست خجل

سزد ز نکهت گل گر کنند پیرهنش

به گرد عارضت آن خط مشکبو بنما

که نوبهار ننازد به سبزهٔ چمنش

دلی که داغ غم عشق تو به گور برد

عجب نباشد اگر لاله روید از کفنش

سخن شناس برآشفته نکته‌ای نگرفت

که جز مدیح علی نیست در جهان سخنش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۳باغبانت چون صلا در داد در گلزار خویش
  2. شمارهٔ ۶۲۴ساقیا فصل بهار است غنیمت دانش
  3. شمارهٔ ۶۲۵ای باغبان که گفت که گل را به خار بخش
  4. شمارهٔ ۶۲۶بازآ صنما نرمک، بنشین به سرا خوش‌خوش
  5. شمارهٔ ۶۲۷ایکه با عشق آشنائی از خرد بیگانه باش
  6. شمارهٔ ۶۲۸خرقه صورت بسوزان کسوت معنی بپوش
  7. شمارهٔ ۶۲۹دلی کز هجر طاق ابرویت طاقت بود طاقش
  8. شمارهٔ ۶۳۰آن غزالی که من از غمزه شدم نخجیرش
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.