پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۳

به عمری آخرم روزی وفا کن

به بوسی حاجتم روزی روا کن

جفا کن با من آری تا توانی

تو همچون روزگار آری جفا کن

به رنجم از تو رنجم را شفا باش

به دردم از تو دردم را دوا کن

چو در عشق تو سخت افتاد کارم

تونیز این راه بی‌رحمی رها کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۵ز من چهرهٔ خویش پنهان مکن
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۶روی خوب خویش را پنهان مکن
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۷شرم دار آخر جفا چندین مکن
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۸ز من برگشتی ای دلبر دریغا روزگار من
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۹ای باد صبحدم خبری ده ز یار من
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۰چو کرد خیمهٔ حسنت طناب خویش مکین
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۱ایمن ز عارض تو این خط سیاه تو
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۲ای قبای حسن بر بالای تو
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.