پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۸

ز من برگشتی ای دلبر دریغا روزگار من

شکستی عهد من یکسر دریغا روزگار من

دلم جفت عنا کردی به هجرم مبتلا کردی

وفا کردم جفا کردی دریغا روزگار من

دلم در عشق تو خون شد خروش من به گردون شد

امید من دگرگون شد دریغا روزگار من

تو با من دل دگر کردی به شهر و ده سمر کردی

شدی بار دگر کردی دریغا روزگار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۰چو کرد خیمهٔ حسنت طناب خویش مکین
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۱ایمن ز عارض تو این خط سیاه تو
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۲ای قبای حسن بر بالای تو
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۳ترک من ای من سگ هندوی تو
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۴ای جان من به جان تو کز آرزوی تو
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۵جرم رهی دوستی روی تو
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۶ای مردمان بگویید آرام جان من کو
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۷ای برده دل من و جفا کرده
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.