پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۹

ای باد صبحدم خبری ده ز یار من

کز هجر او شدست پژولیده کار من

او بود غمگسار من اندر همه جهان

او رفت و نیست جز غم او غمگسار من

بی‌کار نیستم که مرا عشق اوست کار

بی‌یار نیستم چو غمش هست یار من

هرگونه‌ای شمار گرفتم ز روز وصل

هرگز نبود فرقت او در شمار من

کو آن کسی که کرد شکایت ز روزگار

تا بنگرد به روز من و روزگار من

پرخون دل و کنار همی خوانم این غزل

بربود روزگار ترا از کنار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۱ایمن ز عارض تو این خط سیاه تو
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۲ای قبای حسن بر بالای تو
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۳ترک من ای من سگ هندوی تو
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۴ای جان من به جان تو کز آرزوی تو
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۵جرم رهی دوستی روی تو
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۶ای مردمان بگویید آرام جان من کو
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۷ای برده دل من و جفا کرده
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۸ای ایزد از لطافت محضت بیافریده
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.