پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۱

ایمن ز عارض تو این خط سیاه تو

گویی که به روم آمد از زنگ سپاهِ تو

بر غبغبِ چون سیمت از خطِ سیه گویی

مشک است طرازنده بر طرهٔ ماه تو

تا ابرِ تو را دیدم بر گردِ مهِ روشن

چون رعد همی نالم هر لحظه ز ماهِ تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۳ترک من ای من سگ هندوی تو
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۴ای جان من به جان تو کز آرزوی تو
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۵جرم رهی دوستی روی تو
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۶ای مردمان بگویید آرام جان من کو
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۷ای برده دل من و جفا کرده
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۸ای ایزد از لطافت محضت بیافریده
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۹ای رخت رشکِ آفتاب شده
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۰هرگز از دل خبر نداشته‌ای
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.