پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۶

روی خوب خویش را پنهان مکن

دل به دست تست قصد جان مکن

حجرهٔ بیداد آبادان مخواه

خانهٔ صبر مرا ویران مکن

هر زمان گویی بریزم خون تو

رغم بدخواهان مگوی و آن مکن

سر مگردان از من و ای جان مرا

در هوای خویش سرگردان مکن

انوری را بی‌جنایت ای نگار

در غم هجران خود گریان مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۸ز من برگشتی ای دلبر دریغا روزگار من
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۹ای باد صبحدم خبری ده ز یار من
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۰چو کرد خیمهٔ حسنت طناب خویش مکین
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۱ایمن ز عارض تو این خط سیاه تو
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۲ای قبای حسن بر بالای تو
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۳ترک من ای من سگ هندوی تو
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۴ای جان من به جان تو کز آرزوی تو
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۵جرم رهی دوستی روی تو
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.