پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۵

ز من چهرهٔ خویش پنهان مکن

جهان بر دل من چو زندان مکن

سلامی که می‌گفته‌ای تاکنون

اگر بیشتر نیست کم زان مکن

اگر در دل تو مسلمانی است

پس آهنگ خون مسلمان مکن

سخن بازگیری ز چاکر همی

مکن جان مکن جان مکن جان مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۷شرم دار آخر جفا چندین مکن
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۸ز من برگشتی ای دلبر دریغا روزگار من
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۹ای باد صبحدم خبری ده ز یار من
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۰چو کرد خیمهٔ حسنت طناب خویش مکین
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۱ایمن ز عارض تو این خط سیاه تو
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۲ای قبای حسن بر بالای تو
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۳ترک من ای من سگ هندوی تو
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۴ای جان من به جان تو کز آرزوی تو
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.