پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶

طاقت عشق تو زین بیشم نماند

بیش از این بی‌تو سر خویشم نماند

راست می‌خواهی نخواهم بی‌تو عمر

برگ گفتار کمابیشم نماند

شد توانگر جانم از تیمار و غم

زان دل بی‌صبر درویشم نماند

تا گرفتم آشنایی با غمت

در جهان بیگانه و خویشم نماند

چون کنم تدبیر کارت چون کنم

چون دل تدبیراندیشم نماند

انوری تا کی از این کافربچه

کاعتقاد مذهب و کیشم نماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۸در همه آفاق دلداری نماند
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۹عشق تو ز دل برید نتواند
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰گل رخسار تو چون دسته بستند
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۱آن شوخ دیده دیده چو بر هم نمی‌زند
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۲هرکرا عشقت به هم برمی‌زند
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۳هرچ از وفا به جای من آن بی‌وفا کند
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴نوبت حسن ترا لطف تو گر پنج کند
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۵گر وفا با جمال یار کند
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.