پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

قطعات

شمارهٔ ۱۲

دریاست خاطر من و گوهر در او سخن

در مجلس شریف تو گوهر کنم نثار

شعری که خاطرم به معانی بپرورد

باشد یکی طویله پر از در شاهوار

در نقد و در شناختن شعرهای خویش

بر همت و کفایت تو کردم اختصار

تا هست در زمانهٔ فانی بلند و پست

تا هست در میانهٔ ‌گیتی عزیز و خوار

بادی بلند و دشمن تو باد سرنگون

بادی عزیز و حاسد تو باد خاکسار

اقبال همنشین تو بالصیف و الشتاء

توفیق رهنمای تو فی‌ اللیل و النهار

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴شاها قیاس بخت خود از آفتاب گیر
  2. شمارهٔ ۱۵ای روزگار خورده کم روزگار گیر
  3. شمارهٔ ۱۶عزیز کرد مرا در محل عز و قبول
  4. شمارهٔ ۱۷چو بنوشت بر لوح نام تو را
  5. شمارهٔ ۱۸تا هست تیغ ‌کلها در برق و رعد نیسان
  6. شمارهٔ ۱۹صدر دین را ملک‌العرش گزید از وزرا
  7. شمارهٔ ۲۰چون مشک سیه بود مرا هر دو بنا گوش
  8. شمارهٔ ۲۱موی سیاه من به جوانی چو مشک بود
همه‌ی قطعات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.