پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

قطعات

شمارهٔ ۱۶

عزیز کرد مرا در محل عز و قبول

ظهیر دولت شاه و شهاب دین رسول

چنان شنید زمن شعر، کاحمد مختار

شنید وحی ز روح‌الامین به وقت نزول

چو در ستایش او لفظ من مکرر شد

لَطَف نمود و ز تکرار من نگشت ملول

کجا ملول شود صاحبی که گاه سخن

بود ز خاطر او نفع را فروع و اصول

ایا ستوده‌کریمی که فضل‌گویان را

ز شکر مکرمت توست فصل‌ها ز فصول

کمال فضل تو داری و من به مجلس تو

چو فضل خویش نمایم بود کمال فضول

اگر هزار زبانم بود به جای یکی

ستایش تو یکی از هزار کیف اقول

چو کرد طبع لطیفت قبول شعر مرا

سزد که رای شریفت دهد نشان قبول

تو بشت آل بتولی و هست نایب من

به مجلس تو خداوند شمع آل بتول

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۸تا هست تیغ ‌کلها در برق و رعد نیسان
  2. شمارهٔ ۱۹صدر دین را ملک‌العرش گزید از وزرا
  3. شمارهٔ ۲۰چون مشک سیه بود مرا هر دو بنا گوش
  4. شمارهٔ ۲۱موی سیاه من به جوانی چو مشک بود
  5. شمارهٔ ۲۲بیار فاخته مهرا شراب غالیه بوی
  6. شمارهٔ ۲۳از سروران باستان، وز مهتران عصر ما
  7. شمارهٔ ۲۴همای کلک تو مرغی است لاغر
  8. شمارهٔ ۲۵ای شاه اگر سکندر دیدی حُسام تو
همه‌ی قطعات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.