پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

قطعات

شمارهٔ ۱۸

تا هست تیغ ‌کلها در برق و رعد نیسان

تا هست سوز دلها در زلف و جعد جانان

تا با فساد باشد همواره کون عالم

تا با وعید باشد پیوسته وعد یزدان

در مجلس بزرگان خالی مباد هرگز

پیرایهٔ بزرگی مسعود سعد سلمان

آن شاعر سخنور کز نظم او نکوتر

کس در جهان ‌کلامی نشنید بعد قرآن

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۰چون مشک سیه بود مرا هر دو بنا گوش
  2. شمارهٔ ۲۱موی سیاه من به جوانی چو مشک بود
  3. شمارهٔ ۲۲بیار فاخته مهرا شراب غالیه بوی
  4. شمارهٔ ۲۳از سروران باستان، وز مهتران عصر ما
  5. شمارهٔ ۲۴همای کلک تو مرغی است لاغر
  6. شمارهٔ ۲۵ای شاه اگر سکندر دیدی حُسام تو
  7. شمارهٔ ۲۶بیار آن می که پنداری روان یاقوت نابستی
  8. شمارهٔ ۲۷فخر کردی که نسب داری از آباء کرام
همه‌ی قطعات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.