پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

قطعات

شمارهٔ ۱۵

ای روزگار خورده کم روزگار گیر

بیغوله را ز تیر حوادث حصار گیر

یک‌ره که در سرای سپنجی نشسته‌ای

اندیشه کن ز راه و شدن را شمار گیر

اکنون که کارهای جهان با خصومت است

بگریز و از میان خصومت کنار گیر

پیشی مجوی بر کس و بیشی طلب مکن

در کنج خانه‌ای به‌ قناعت قرار گیر

غره مشو به نعمت و دل در جهان مبند

از فخر ملک و نعمت او اعتبار گیر

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۷چو بنوشت بر لوح نام تو را
  2. شمارهٔ ۱۸تا هست تیغ ‌کلها در برق و رعد نیسان
  3. شمارهٔ ۱۹صدر دین را ملک‌العرش گزید از وزرا
  4. شمارهٔ ۲۰چون مشک سیه بود مرا هر دو بنا گوش
  5. شمارهٔ ۲۱موی سیاه من به جوانی چو مشک بود
  6. شمارهٔ ۲۲بیار فاخته مهرا شراب غالیه بوی
  7. شمارهٔ ۲۳از سروران باستان، وز مهتران عصر ما
  8. شمارهٔ ۲۴همای کلک تو مرغی است لاغر
همه‌ی قطعات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.