پرش به محتوای اصلی
امیر معزی امیر معزی

قطعات

شمارهٔ ۱۱

جهان ‌گشاده ثنای تو را چو شیر دهان

زمانه بسته رضای تو را چو تیر کمر

غبار موکب تو کرده چشم گردون کور

صهیل مرکب تو کرده گوش گردون کر

فکند رمح تو هر ساعتی از آن مردم

ربود تیغ تو هر لحظه‌ای از آن لشکر

هزار جوشن و تن در میانهٔ جوشن

هزار مغفر و سر در میانه مغفر

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۳امام بود محمد، علی خلیفه ی او
  2. شمارهٔ ۱۴شاها قیاس بخت خود از آفتاب گیر
  3. شمارهٔ ۱۵ای روزگار خورده کم روزگار گیر
  4. شمارهٔ ۱۶عزیز کرد مرا در محل عز و قبول
  5. شمارهٔ ۱۷چو بنوشت بر لوح نام تو را
  6. شمارهٔ ۱۸تا هست تیغ ‌کلها در برق و رعد نیسان
  7. شمارهٔ ۱۹صدر دین را ملک‌العرش گزید از وزرا
  8. شمارهٔ ۲۰چون مشک سیه بود مرا هر دو بنا گوش
همه‌ی قطعات ←

امیر معزی درباره‌ی امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.