پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۴

مدامم ده، که ایامم مدام است

شکار عیش را، ایام دام است

بیاور باده‌ای، کز وی دو قطره

خرابی دو عالم را تمام است

چه در بند حریفی، باده را باش

حریفی باده‌ات آسوده جام است

ز هشیاری به مستی، راه دور است

ز مستی تا به هشیاری، دو گام است

اگر عقل است بر جانت عقال است

وگر شرع است بر طبعت زمام است

کسی کاین بندها بگشاید از تو

نه پیوندی در او، گوئی حرام است

ندانم، تا ورای سازگاری

گناه بادهٔ مسکین کدام است

تو گر تندی ز نخوت، باده تند است

تو گر رامی ز الفت، باده رام است

وگر جنسی همی جوئی موافق

قدم در نه تو خامی، باده خام است

به می مطلق شود هر کو اسیر است

به می بالغ شود هر کو غلام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶گرچه سوگندان خوری، که‌اکنون نکوتر دارمت
  2. شمارهٔ ۷مشرقِ مَه دور گریبان اوست
  3. شمارهٔ ۸شکر ز لعل تو دَر لولوی خوشاب شکست
  4. شمارهٔ ۹بی روی تو، روی خرمی نیست
  5. شمارهٔ ۱۰در عشق تو یک کار مرا ساز و نسق نیست
  6. شمارهٔ ۱۱چون مرا دولت وصل تو، شبی روزی نیست
  7. شمارهٔ ۱۲مه رخم، سرو قامت افتاده ست
  8. شمارهٔ ۱۳یا رب آن ماه تمام، آن من است
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.