پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

یا رب آن ماه تمام، آن من است

که به قد سرو خرامان من است

با سر زلف پریشان، همه روز

در پی کار پریشان من است

عمر جاوید طمع می‌دارم

که لبش چشمه‌ی حیوان من است

آن لب، آن‌ لب، که شکر بنده‌ی اوست

کس چه داند، چه به دندان من است

غمزه او، همه کفر است ولیک

کفر او، بهتر از ایمان من است

از سگ کوی وی‌ام نیست دریغ

سخنش، کز همه در جان من است

من که دیوانگی‌ام از سر اوست

زلف او سلسله جنبان من است

جرم زنجیر وی است اینکه ز غم

پیرهن بر تن، زندان من است

اینکه در پای، صد اندوهم گشت

هم دلی بی‌سر و سامان من است

این همه هست و همی گوید اثیر

«یا رب، آن ماه تمام آن من است»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵ای اختری، که شاه کواکب غلام توست
  2. شمارهٔ ۱۶بازار تو را کرانه‌ای نیست
  3. شمارهٔ ۱۷کس به عشق تو دستیارم نیست
  4. شمارهٔ ۱۸طبیب درد بی‌درمان کدام است؟
  5. شمارهٔ ۱۹رخسار آن نگارین یارب چه شاهداست
  6. شمارهٔ ۲۰خیزید و می آرید که هنگام بهار است
  7. شمارهٔ ۲۱یا رب آن روح ممثل چه خوش است
  8. شمارهٔ ۲۲با دل بد عهد تو گل به سر دامن است
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.