پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

این زبان کاندرین دهان من است

سبب محنت و زیان من است

در دهانم همیشه هست نهان

و آشکارا کن نهان من است

من بدو خرمم، که در همه حال

اصل سرمایه‌ی دکان من است

بر ضمیر دل و تفکر من

بر همه خلق ترجمان من است

سخن مختصر بگویم، هان

خلق را بنده، رایگان من است

ملک الموت هرکسی پیداست

ملک الموت من، زبان من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶بازار تو را کرانه‌ای نیست
  2. شمارهٔ ۱۷کس به عشق تو دستیارم نیست
  3. شمارهٔ ۱۸طبیب درد بی‌درمان کدام است؟
  4. شمارهٔ ۱۹رخسار آن نگارین یارب چه شاهداست
  5. شمارهٔ ۲۰خیزید و می آرید که هنگام بهار است
  6. شمارهٔ ۲۱یا رب آن روح ممثل چه خوش است
  7. شمارهٔ ۲۲با دل بد عهد تو گل به سر دامن است
  8. شمارهٔ ۲۳آن چشم مست بین که خرد در خمار اوست
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.