پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۷

مشرقِ مَه دور گریبان اوست

مغرب جان نقبهٔ مرجان اوست

حجلهٔ پروین بَرِ سیمین او

حاجب پروین لب خندان اوست

ظلمت دل، کوری هر خسته‌دل

بر رصد چشمهٔ حیوان اوست

مجمع جان‌های جگرسوخته

در کنف مشک پریشان اوست

زُهرهٔ شب از دامن میدان چرخ

مشتری گوی گریبان اوست

قاعده‌گر، صبح مکلکل جمال

غاشیه‌دار سگ دربان اوست

وز بن دندانهٔ کوه، آفتاب

حلقه‌به‌گوشِ سر دندان اوست

چرخ جهان‌بین، خرد بحر اوست

لعل سخنگو، حجر کان اوست

یوسف دل‌ها نه یکی، صدهزار

گمشده در چاه زنخدان اوست

دایرهٔ هرکه کم از نقطه‌ای‌ست

عجم حروف خط فرمان اوست

تحفه چه آرم به بَرَش؟ کز وجود

هرچه بر آن دست نهی، زان اوست

اینکه اثیر است نه زانِ خود است

گر گل و گر خار، ز بستان اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹بی روی تو، روی خرمی نیست
  2. شمارهٔ ۱۰در عشق تو یک کار مرا ساز و نسق نیست
  3. شمارهٔ ۱۱چون مرا دولت وصل تو، شبی روزی نیست
  4. شمارهٔ ۱۲مه رخم، سرو قامت افتاده ست
  5. شمارهٔ ۱۳یا رب آن ماه تمام، آن من است
  6. شمارهٔ ۱۴این زبان کاندرین دهان من است
  7. شمارهٔ ۱۵ای اختری، که شاه کواکب غلام توست
  8. شمارهٔ ۱۶بازار تو را کرانه‌ای نیست
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.