پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۶

گرچه سوگندان خوری، که‌اکنون نکوتر دارمت

من نیم ز آن‌ها، بحمدالله که باور دارمت

شه رخی خوردم به هر چَم بود، اکنون خوش‌تر آنک

عشق می‌گوید کزین صد لَعب دیگر دارمت

ای که همچون خاک راهم، زیر پای آورده‌ای

گر مرا دستی بود، با جان برابر دارمت

همچو نور خور، تو را بر دیده منزلگه کنم

حیله این باشد چو بتوانم که درخور دارمت

گویمت همسایهٔ وصلم بخواهی داشتن

گوی از یک خان و مان داری پر از زر دارمت

زر مگر معذور داری، لیک از دریای طبع

گر اجازت می‌دهی تا غرق گوهر دارمت

دست بر هم می‌زدی دیروز و می‌گفتی اثیر

گر جهانت بفکند من حاضرم بردارمت

گر هزاران آیت و افسون به من برخوانده‌ای

با مَنَت این درنگیرد، چون من از بردارمت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸شکر ز لعل تو دَر لولوی خوشاب شکست
  2. شمارهٔ ۹بی روی تو، روی خرمی نیست
  3. شمارهٔ ۱۰در عشق تو یک کار مرا ساز و نسق نیست
  4. شمارهٔ ۱۱چون مرا دولت وصل تو، شبی روزی نیست
  5. شمارهٔ ۱۲مه رخم، سرو قامت افتاده ست
  6. شمارهٔ ۱۳یا رب آن ماه تمام، آن من است
  7. شمارهٔ ۱۴این زبان کاندرین دهان من است
  8. شمارهٔ ۱۵ای اختری، که شاه کواکب غلام توست
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.