پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

در عشق تو یک کار مرا ساز و نسق نیست

خون می‌خورم از غصه و سامان نطق نیست

آمد به فَذلک ز غمت دفتر عمرم

گر مابقی‌ای هست به جز یک دو ورق نیست

چشمم مه رخسار تو را باز مبیناد

گر در شب هجران تو چشمم چو شفق نیست

در مملکت درد، نشان می ندهد کس

یک کار که از عشق تو بی ساز و نسق نیست

خلق از تو، چو نیلوفر تا حلق درآبند

وز شرم تو را بر گل رخسار عرق نیست

ما نیز رضای تو گزیدیم، چو کس را

بر هرچه هوای تو کند، زَهرهٔ دق نیست

کی دید اثیر از تو وفا، خاصه که امروز

در قالب عالم ز وفا هیچ رمق نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲مه رخم، سرو قامت افتاده ست
  2. شمارهٔ ۱۳یا رب آن ماه تمام، آن من است
  3. شمارهٔ ۱۴این زبان کاندرین دهان من است
  4. شمارهٔ ۱۵ای اختری، که شاه کواکب غلام توست
  5. شمارهٔ ۱۶بازار تو را کرانه‌ای نیست
  6. شمارهٔ ۱۷کس به عشق تو دستیارم نیست
  7. شمارهٔ ۱۸طبیب درد بی‌درمان کدام است؟
  8. شمارهٔ ۱۹رخسار آن نگارین یارب چه شاهداست
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.