پرش به محتوای اصلی
اثیر اخسیکتی اثیر اخسیکتی

غزلیات

شمارهٔ ۳

ز میان ببرد ناگه، دل من بتی شکرلب

به دو رخ برادر مَه، به دو زلف نایب شب

دو کمند عنبرینش، ز خم و گره مسلسل

دو عقیق شکّرینش، ز دو گوهر مرکب

قدم نظر شکسته، رخش از فروغ بی‌حد

گذر سخن ببسته، دهنش ز تنگی لب

دوهزار جان تشنه، نگرد در او و او را

پر از آب زندگانی، شده روی چاه غبغب

شده کیسه‌دار دل‌ها، دلش از طویلهٔ دُر

زده کاروان جان‌ها، مهش از میان عقرب

بنشستم و زمانی، به رخش نگاه کردم

دل از این نشسته در خون، تن از آن فتاده در تب

چو سؤال بوسه کردم، به کرشمه گفت با من

تو نه مرد این حدیثی «فاذا فرغت فانصب»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵صبحدمان، از می گل بوی مست
  2. شمارهٔ ۶گرچه سوگندان خوری، که‌اکنون نکوتر دارمت
  3. شمارهٔ ۷مشرقِ مَه دور گریبان اوست
  4. شمارهٔ ۸شکر ز لعل تو دَر لولوی خوشاب شکست
  5. شمارهٔ ۹بی روی تو، روی خرمی نیست
  6. شمارهٔ ۱۰در عشق تو یک کار مرا ساز و نسق نیست
  7. شمارهٔ ۱۱چون مرا دولت وصل تو، شبی روزی نیست
  8. شمارهٔ ۱۲مه رخم، سرو قامت افتاده ست
همه‌ی غزلیات ←

اثیر اخسیکتی درباره‌ی اثیر اخسیکتی

اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی معروف به اثیر اخسیکتی (زادهٔ سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال ۶۰۹ هجری قمری در خلخال) از شاعران مشهور سدهٔ ششم هجری است. اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بوده‌است. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.