پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

جان سپردیم و اسیریم درین دام هنوز

سر نهادیم و ندانیم سرانجام هنوز

نیم سوزی سبب دود بود هیزم را

هر که در عشق کشد آه بود خام هنوز

جان نثار قدمش کردم و ایامی رفت

باورم نیست ز بد عهدی ایام هنوز

آستان بوس تو در حوصله‌ام کم گنجد

من که مستم ز تماشای در و بام هنوز

کرده پیغام که گر جان بدهی بوسه دهم

می‌فرستد بت من بوسه به پیغام هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵بحمدالله که در قتلم تعلل کرد گیسویش
  2. شمارهٔ ۳۶به پیش آتش آهم زبانهٔ آتش
  3. شمارهٔ ۳۷هرچند شمع مجلسی، ای دل خموش باش
  4. شمارهٔ ۳۸اگر سوسن صفت بودی زبانی در دهان گل
  5. شمارهٔ ۳۹ز مژگان پر برآوردست و سویش می‌پرد چشمم
  6. شمارهٔ ۴۰یاد آن روزی که یاری چون تو در برداشتم
  7. شمارهٔ ۴۱ما پای در گل از دل دیوانهٔ خودیم
  8. شمارهٔ ۴۲باورم آید اگر گوید جفا کمتر کنم
همه‌ی غزلیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.