پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۲۴

خدایگانا آنی که طاق ایوانت

ز راه قدر و محل باستاره باشد جفت

نماند خصم تو را هیچ مهره در گردون

که دست قهر تو آن را به نوک نیزه نسفت

ز حال و قصّه من بنده آگهی دانم

که پیش رای تو پیداست رازهای نهفت

ز روزگار به روزی نشسته ام نه چنانک

دگر دو شب به یکی جایگه توانم خفت

زمین ز خون قزل ارسلان هنوز گلست

مرا ز حادثه صد گل به تازگی بشکفت

بدین که بر سر من رفت هر کجا باشم

چه شکرها که من از روزگار خواهم گفت

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۶ای شبت پر قدرتر از روز عید
  2. شمارهٔ ۲۷سپهر فضل و جهان هنر رضی الدین
  3. شمارهٔ ۲۸خدایگان کرام جهان رضی الدین
  4. شمارهٔ ۲۹خدایگانا جایی رسیدی از رفعت
  5. شمارهٔ ۳۰پناه ملت اسلام و قطب آل رسول
  6. شمارهٔ ۳۱خدایگان جهان شهریار روی زمین
  7. شمارهٔ ۳۲جمال دین سر احرار روزگار حسن
  8. شمارهٔ ۳۳سر اکابر آفاق شمس دولت و دین
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.