پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۲۳

فرمانده اکابر دنیا بهاءدین

دوران جاه و عمر تو را انقراض نیست

تا آفتاب دولت تو ارتفاع یافت

کار مخالفان تو جز انخفاض نیست

از بس که چرخ مدح تو در دیده ها نبشت

بر دیده ها بجز ز سواد و بیاض نیست

در حل و عقد حبل متین است حکم تو

زان همچو رشته قدرش انتقاض نیست

گر هست در جهان اثری از شمایلت

جز نکهت ربیع و نسیم ریاض نیست

افتادگان صدمت قهر تو را دگر

تا نفخ صور هم طمع انتهاض نیست

رای تو رایضی ست که گردون تند را

بی جد و جهد او سمت ارتیاض نیست

قدر تو کوکبی ست که از آسمان ملک

تا صبح محشرش خطر انقضاض نیست

شب نیست تا زمانه که آبستن بلاست

کز زادن مراد تو اندر مخاض نیست

بی اذن تو زمانه تصرّف نمی کند

در کاینات اگر چه که مال قراض نیست

گر اعتراض کردم بر شعر دیگران

زان منقبض مشو که گه انقباض نیست

بیرون ز دولت تو چه چیز است در جهان

کز صد هزار وجه بر او اعتراض نیست

جاویذ زی که پیش عطاهای فایضت

بحر محیط بیش ز رشح حیاض نیست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۵بُرج‌ها دیدم که از مشرق برآوردند سر
  2. شمارهٔ ۲۶ای شبت پر قدرتر از روز عید
  3. شمارهٔ ۲۷سپهر فضل و جهان هنر رضی الدین
  4. شمارهٔ ۲۸خدایگان کرام جهان رضی الدین
  5. شمارهٔ ۲۹خدایگانا جایی رسیدی از رفعت
  6. شمارهٔ ۳۰پناه ملت اسلام و قطب آل رسول
  7. شمارهٔ ۳۱خدایگان جهان شهریار روی زمین
  8. شمارهٔ ۳۲جمال دین سر احرار روزگار حسن
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.