فهرست اشعار
- شمارهٔ ۲۴۱ یاران ز می غرور، مستی نکنید
- شمارهٔ ۲۴۲ ای توده بی صدا خموشی نکنید
- شمارهٔ ۲۴۳ ای دوده جم قیام یکباره کنید
- شمارهٔ ۲۴۴ قمری سخن از سرو چمن می گوید
- شمارهٔ ۲۴۵ - سردار سپه اسرار نهفته گر نگفتی بهتر
- شمارهٔ ۲۴۶ - در مورد رأی اعتماد مجلس به دولت قوام ای سست عقیده، سخت شادی دیگر
- شمارهٔ ۲۴۷ ای غافل نشناخته زنگی از حور
- شمارهٔ ۲۴۸ - در انتقاد از دادگستری این خانه ویرانه که تا نفخه صور
- شمارهٔ ۲۴۹ از بهر مجازات و مکافات وزیر
- شمارهٔ ۲۵۰ ای مرد جوان، تجربه از پیر بگیر
- شمارهٔ ۲۵۱ - در مورد انتخابات صندوق دهن بسته درش چون شد باز
- شمارهٔ ۲۵۲ - درباره شکست قیام خیابانی طوفان بشنو چو نی، نوای تبریز
- شمارهٔ ۲۵۳ دهقان پسر کارگری کهنه لباس
- شمارهٔ ۲۵۴ گل نیست دلم که رنگ و بو خواهد و بس
- شمارهٔ ۲۵۵ در مملکت انقلاب می باید و بس
- شمارهٔ ۲۵۶ شهزاده آزاد چو شد حارس فارس
- شمارهٔ ۲۵۷ ای دل تو همیشه راه حق پوی و مترس
- شمارهٔ ۲۵۸ امروز که گشته هر غمینی دلخوش
- شمارهٔ ۲۵۹ با کجروی خلق جعلق خوش باش
- شمارهٔ ۲۶۰ ای دوست به فکر جنگجوئی کم باش
- شمارهٔ ۲۶۱ از درد و غم زمانه افسرده مباش
- شمارهٔ ۲۶۲ در بیشه دهر، شیر با دندان باش
- شمارهٔ ۲۶۳ ای خامه راست رو حقیقت جو باش
- شمارهٔ ۲۶۴ در پای گلی شبی نهاده سر خویش
- شمارهٔ ۲۶۵ تنها نه منم غمین برای دل خویش
- شمارهٔ ۲۶۶ - یعنی کشک موقعی که یکی از دوستان فرخی (آقای رضای گلشن یزدی) برای خداحافظی نزد وی رفته بود از مرحوم فرخی می پرسد که اگر در یزد فرمایشی دارید انجام دهم. فرخی در جواب می گوید قلم را از جیب در بیاور و یادداشت کن تا بگویم و رباعی ذیل را بالبداهه گفت:
- شمارهٔ ۲۶۷ چون عامل ماضی است منصورالملک
- شمارهٔ ۲۶۸ از یک طرفی مجلس ما شیک و قشنگ
- شمارهٔ ۲۶۹ آن رند دغل بازگه با مکر و حیل
- شمارهٔ ۲۷۰ کابینه اگر بود ز بحران تعطیل
- شمارهٔ ۲۷۱ ماده تاریخ ذیل را به مناسبت قتل میرزاده عشقی مدیر روزنامه قرن بیستم و شاعر شهید آزادیخواه ایران سروده است
- شمارهٔ ۲۷۲ - درباره قوامالسلطنه و وثوقالدوله بدبختی ایران ز دو تن یافت دوام
- شمارهٔ ۲۷۳ چندی ز هوس باده پرستی کردم
- شمارهٔ ۲۷۴ هنگام جوانی به خدا پیر شدم
- شمارهٔ ۲۷۵ عمری به هوس گرد جهان گردیدم
- شمارهٔ ۲۷۶ یک چند گرفتار خطر گردیدم
- شمارهٔ ۲۷۷ من حسرت آب زندگانی نخورم
- شمارهٔ ۲۷۸ من حسرت آب زندگانی نخورم
- شمارهٔ ۲۷۹ با دیده سرخ و چهره زرد خوشم
- شمارهٔ ۲۸۰ از روز ازل عاشقی آموخت دلم
- شمارهٔ ۲۸۱ آن روز که حرف عشق بشنفت دلم
- شمارهٔ ۲۸۲ دارم سر آنکه عیش پاینده کنم
- شمارهٔ ۲۸۳ آن سبزه که ترک این چمن گفت، منم
- شمارهٔ ۲۸۴ با فکر قوی گرسنه چون شیر، منم
- شمارهٔ ۲۸۵ آن خم که بود مدام در جوش، منم
- شمارهٔ ۲۸۶ از بسکه چو سرو چمن آزاده منم
- شمارهٔ ۲۸۷ از رنگ افق من آتشی میبینم
- شمارهٔ ۲۸۸ در موسم گل طرف چمن میخواهم
- شمارهٔ ۲۸۹ تا چند ز آه سینه دل چاک شوم
- شمارهٔ ۲۹۰ با دشمن و دوست گر شدی نرم چو موم
- شمارهٔ ۲۹۱ تا درس محبت تو آموختهایم
- شمارهٔ ۲۹۲ ما بیرق صلح کل برافرشتهایم
- شمارهٔ ۲۹۳ از دست تو ما ساغر صهبا زدهایم
- شمارهٔ ۲۹۴ تا بر سر حرص و آز خود پا زدهایم
- شمارهٔ ۲۹۵ عمریست که بر عاطفه مفتون شدهایم
- شمارهٔ ۲۹۶ ما خاک به سر ز بیحسابی شدهایم
- شمارهٔ ۲۹۷ آن روز که ره بشادی و غم بستیم
- شمارهٔ ۲۹۸ ما دایره کثرت و قلت هستیم
- شمارهٔ ۲۹۹ یک عمر چو باد دور دنیا گشتیم
- شمارهٔ ۳۰۰ آن روز که ما و دل ز مادر زادیم
متن اشعار به نقل از گنجور.