پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

زین قیامی که تو با آن قد و قامت کردی

در چمن راستی ای سرو قیامت کردی

آخر ای غم تو چه دیدی ز دلم کز همه جا

رخت بستی و در این خانه اقامت کردی

قطره قطره شدی از دیده برون در شب هجر

ای دل از بسکه تو اظهار شهامت کردی

دل بر ابروی کمان تو نینداخته چشم

سینه ام را هدف تیر ملامت کردی

خون‌بهایم بود این بس که پس از کشته شدن

بر سر خاک من اظهار ندامت کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی
  2. شمارهٔ ۱۸۲دست اجنبی افراشت، تا لوای ناامنی
  3. شمارهٔ ۱۸۳به جز این مرا نماند، پس مرگ سرگذشتی
  4. شمارهٔ ۱۸۴بی‌پرده برآمد مهر زین پرده مینایی
  5. شمارهٔ ۱۸۵نیمه شب زلف را در سایه مه تاب دادی
  6. شمارهٔ ۱۸۶آن زلف مشکبو را، تا زیب دوش کردی
  7. شمارهٔ ۱۸۷زالِ گردون را نباشد گر سرِ رویین‌تنی
  8. شمارهٔ ۱۸۸قسم به عزّت و قَدر و مقامِ آزادی
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.