پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۶

من نگویم آفرینش سر به سر...اند

جنس حیوان خاصه ناطق بیشتر ...اند

در به گوهر جز که دانای تر ونادان خشک

در تر وخشک آنچه بینی خشک وتر...اند

آن چنان کز خانقه خسبان هم از شهروزگان

کو به کو بگریز گاینان در به در ...اند

غیر ارواح مکرم کز نظرها دور باد

دور و نزدیک آنچه آید در نظر ...اند

برخی از تقلید اخوان پاره ای از بطن مام

زمره ای ... از پشت پدر ...اند

گر به سوق اندر چمان ... تا بیرون شهر

ور به کوی اندر خزان تا پشت در ...اند

نیمه گویند آدمی سار است فوجی از سروش

این اگر خود راست آنان تا کمر ...اند

غالب آنان را که مردم ترستائی در قیاس

چون به دقت بنگری ...تر ...اند

یک گره ...از حد جمادی تا نبات

وز نباتی یک گره تا جانور ...اند

و این گروه جانور ... مردم بی خلاف

تا بر آرند از ملا یک بال وپر... اند

هر چه این ... داند، داند آن ...لیک

مصلحت را بر خلاف یکدگر ...اند

من جهان گردیده‌ام سردار شو آسوده زی

گز حدود خاوران تا باختر ...اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸کند خاک ار به خون شنگرف گونم چرخ زنگاری
  2. شمارهٔ ۹بَسَم خون خوردن از دوران این مینای...به
  3. شمارهٔ ۱۰دل از...گان بر کن که این خار
  4. شمارهٔ ۱۱به پیری مر مرا دل زان جوان رست
  5. شمارهٔ ۱۲بیار باده که آمد بهار...به
  6. شمارهٔ ۱۳غیر آن... نیلی خط به چهر مهر تاب
  7. شمارهٔ ۱۴نی زن ای...آهنگ قرامحمود زن
  8. شمارهٔ ۱۵دل چو سنگش زین سرشک لعل رنگ آید همی
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.