پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۹

بَسَم خون خوردن از دوران این مینای...به

به چرخ افکن چمانی جام جان‌افزای ...به

ز خون خصم و ویله کوس در تابم سبک سنگین

بده آن آب مرد افکن بزن آن نای ...به

بر آهنج از قراب باده ساقی تیغ می و اول

به قطع شر بزن بر گردن تقوای ...به

ندانی کیست غم یا چیست می این کشتی آن دریا

بدین کشتی همی بگذر بر آن دریای ...به

ببار از ابر ساغر بر من آن باران که از خاکم

بجوشد سیل و در غلتد بدین صحرای ...به

من و بازنده دل مستان و آن صهبای جان پرور

تو پهنای گورستان و آن حلوای ...به

گدای مرز شد مفتی به ترک می‌دهد فتوی

زهی... مفتی زهی فتوای ...به

بس این خر گوهران زاد ای غلام این چار مادر را

ببر پستان و بر کن خایه آبای ...به

چه جای شحنه سردار ار بدین رامش چمد خسرو

نه بر فرمان به دست خود ببرم پای ...به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱به پیری مر مرا دل زان جوان رست
  2. شمارهٔ ۱۲بیار باده که آمد بهار...به
  3. شمارهٔ ۱۳غیر آن... نیلی خط به چهر مهر تاب
  4. شمارهٔ ۱۴نی زن ای...آهنگ قرامحمود زن
  5. شمارهٔ ۱۵دل چو سنگش زین سرشک لعل رنگ آید همی
  6. شمارهٔ ۱۶صوفی یکی... به و زاهد از او.. به تر
  7. شمارهٔ ۱۷برخاست از پهنه چمن شیپور کوس و دف و نی
  8. شمارهٔ ۱۸گیتی سروته مهر چه پنهان چه پدیدار
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.