پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

دل از...گان بر کن که این خار

نیارد جز گل...گی بار

بدین...مردم آزمودم

نه رامش زآشتی خیزد نه پیکار

ازین...گانم هر سر موی

همی بر تن دم عقرب دم مار

کشد ور جان دهد... چرخم

نه از من آفرین خیزد نه زنهار

پدر... در میرد نیاسان

پسر... بر روید پدر سار

جز ارواح مکرم هر که بینم

ز حد سبحه تا دامان زنار

نجویندی بجز...گی کسب

ندانندی بجز... گی کار

چه گوئی ربع مسکون چار سوق است

به سوق مختلف ...بازار

بهر...دکان کافکنی چشم

درو ...گی انبار انبار

هر آنکش مالک مشتی ندانی

در او...گی خروار خروار

بجز...گان را زندگانی

بدین...گان کاری است دشوار

از این ...ون خران گر ریش گاوی

نماند غم به ...یر اسب سردار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲بیار باده که آمد بهار...به
  2. شمارهٔ ۱۳غیر آن... نیلی خط به چهر مهر تاب
  3. شمارهٔ ۱۴نی زن ای...آهنگ قرامحمود زن
  4. شمارهٔ ۱۵دل چو سنگش زین سرشک لعل رنگ آید همی
  5. شمارهٔ ۱۶صوفی یکی... به و زاهد از او.. به تر
  6. شمارهٔ ۱۷برخاست از پهنه چمن شیپور کوس و دف و نی
  7. شمارهٔ ۱۸گیتی سروته مهر چه پنهان چه پدیدار
  8. شمارهٔ ۱۹تیمار عشقم ریخت خون ساقی بده...می
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.