پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

دل چو سنگش زین سرشک لعل رنگ آید همی

بنگر این...گی کز لعل سنگ آید همی

می به نکشم باز پای از راه آن... دل

در بهر پی صد رهم گر سر به سنگ آید همی

راست خم شد پشت از آن...مژگان مرمرا

خود کمان هرگز شنیدی کز خدنگ آید همی

از صلاح زاهد... ناید جز فساد

این مثل فاش کز بازیچه جنگ آید همی

دوده خط دود کین بزدودش از... دل

آئینه کشنید کش صیقل ز زنگ آید همی

شیخ چون تحت الحنک بندد به چشم اندر مرا

راهزان ... ای با پالهنگ آید همی

آنقدر... بارم بر زمین و آسمان

کش برین...گا فرخای تنگ آید همی

ای دریغا میر غایب تا بدین... خیل

در نوردم صلح اگر یکسر به جنگ آید همی

بر بدین... لر ارجوزه سردار شیر

یا ز کوهه کوه هرای پلنگ آید همی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷برخاست از پهنه چمن شیپور کوس و دف و نی
  2. شمارهٔ ۱۸گیتی سروته مهر چه پنهان چه پدیدار
  3. شمارهٔ ۱۹تیمار عشقم ریخت خون ساقی بده...می
  4. شمارهٔ ۲۰ماه نو تا همعنان آفتاب آورده ای
  5. شمارهٔ ۲۱هان مگو مفتی همین دراعه و دستار داشت
  6. شمارهٔ ۲۲زاغ...گی آن کرکس ... فراست
  7. شمارهٔ ۲۳بر دهان اندر همی... زلف یار بین
  8. شمارهٔ ۲۴صوفی... به را نه کفر و نه دین است
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.