پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

نی زن ای...آهنگ قرامحمود زن

از دل خود در دلم هی داد زن هی دود زن

دور چرخم ریخت خون... ساقی راد زی

بانگ پندم ساخت کر... مطرب رود زن

خیز و بی... گی از گرمی بازار عشق

شمعکی بفروز و آتش در زیان و سود زن

طیش راهی جوی بین هی جای جو هی جام بخش

عیش راهی عید شد هی عود کن هی عود زن

از ایازی راز ران وز صلح درویشان دوست

رزم نامه خسروان بر تربت محمود زن

خاتم جم لعل تو دزدید این... زلف

گر نه دزدی دست اندر سلسله داود زن

صاف این... خم جز درد درد آلود نیست

سنگ بر پیمانه این درد درد آلود زن

بر شکست نفس هی رزم آزما هی نصرجو

در زیان خویش هی سودا گزین هی سود زن

گر نه ای... دریا در به رتبت رود باش

رود هم گر نیستی چه در کنار رود زن

جام مرد آویز ده هی زود ده هی دیر شد

نای درد انگیز زن هی دیر شد هی زود زن

گر همی ...گی را رخت خواهی سوخته

هست و بود خویش را آتش به تار و پود زن

ضعف خود سردار منگر قوت... گان

داستان این مثل از پشه و نمرود زن

خاک ارواح مکرم بوس و تیغ سگ کشی

هی بکش هی گردن... لر موجود زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶صوفی یکی... به و زاهد از او.. به تر
  2. شمارهٔ ۱۷برخاست از پهنه چمن شیپور کوس و دف و نی
  3. شمارهٔ ۱۸گیتی سروته مهر چه پنهان چه پدیدار
  4. شمارهٔ ۱۹تیمار عشقم ریخت خون ساقی بده...می
  5. شمارهٔ ۲۰ماه نو تا همعنان آفتاب آورده ای
  6. شمارهٔ ۲۱هان مگو مفتی همین دراعه و دستار داشت
  7. شمارهٔ ۲۲زاغ...گی آن کرکس ... فراست
  8. شمارهٔ ۲۳بر دهان اندر همی... زلف یار بین
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.