پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات

شمارهٔ ۵

گاه هش ... گی هنگام می ...گی

آخر ای ... مردم تا به کی ...گی

ره به در برد از جهان وانجام کار اول قدم

در به بنگاه بشر گم کرد پی ...گی

قیروان تا قیروان بینم قطار اندر قطار

باره هی...ساران بار هی...گی

ول نکردی تا نپیوستی به ابرو خط یار

این کمان در زه فکندی آخر ای ...گی

یکه تازانند و هر یک را پی خونریز ماست

سرگرانی گرز و گژی تیغ و نی ...گی

کیست این ...جا بیغوله کش کیهان خطاب

بوم و بر دیوار و در پایان و پی ...گی

زین نمط مقصد توئی ورنه چو دیگر کارها

وجد ونحد و لیلی و مجنون وحی...گی

حلقه شو در دایره ارواح کآنجا جاودان

ره نخواهد یافت نی ...نی ...گی

باد گرز گاو ساران خامه سردار یل

نشکند خصم ارفلک درمغز وی ...گی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷مرا در رزم روس وازبک وافغان ...به
  2. شمارهٔ ۸کند خاک ار به خون شنگرف گونم چرخ زنگاری
  3. شمارهٔ ۹بَسَم خون خوردن از دوران این مینای...به
  4. شمارهٔ ۱۰دل از...گان بر کن که این خار
  5. شمارهٔ ۱۱به پیری مر مرا دل زان جوان رست
  6. شمارهٔ ۱۲بیار باده که آمد بهار...به
  7. شمارهٔ ۱۳غیر آن... نیلی خط به چهر مهر تاب
  8. شمارهٔ ۱۴نی زن ای...آهنگ قرامحمود زن
همه‌ی غزلیات ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.