پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴

دلبر اندازِ رمیدن کرده است

دلِ من سازِ تپیدن کرده است

در غمش گریه کن ای دیده که دل

خون خود نذرِ چکیدن کرده است

باز از یاد شکار اندازی

رنگم آهنگ پریدن کرده است

چشمِ شوخِ تو ز صد خانه فزون

سیه از سرمه‌کشیدن کرده است

تا شود تازه کهن‌سودایم

خطش آغازِ دمیدن کرده است

هر که آن چاک گریبان کرده است

پیرهن وقف دریدن کرده است

عمرها در پی آهونگهان

دل من مشق رمیدن کرده است

بهر بوسیدن پایش واقف

سرو هم میل خمیدن کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶دردا که یار جانب ما را نگه نداشت
  2. شمارهٔ ۱۵۷وصف لعل تو گفتنم هوس است
  3. شمارهٔ ۱۵۸همچو دل در غم عشقت به من انبازی هست
  4. شمارهٔ ۱۵۹لعلِ لبِ یار دل‌نشین است
  5. شمارهٔ ۱۶۰ای که پرسی که دلت از چه بدین‌سان تنگ است
  6. شمارهٔ ۱۶۱عاشق دل‌بستهٔ وطن نیست
  7. شمارهٔ ۱۶۲به خاکساری من گرد بر زمین ننشست
  8. شمارهٔ ۱۶۳دل در سواد زلف کسی جا گرفته است
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.