پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۱۱۵ - در مدح شمی الدین وزیر

هست ایام شمس دین نوروز

هست بر کامها دلش فیروز

روز حاسد ز کین او چون شب

شب ناصح ز مهر او چون روز

چرخ بیدادگر ز هیبت او

کرده جامه کبود و قامت کوز

سروری با طبیعتش مقرون

مهتری در جبلتش مر کوز

پشت و روی مخالفان گشته

چفته و زرد چون کمان و چو توز

ای بقدر آسمان مهر آرای

وی برای آفتاب مهر افروز

از نسیم شمایل تو شده

همچو فصل بهار عهد تموز

نیست با علم تو بعالم در

راز مستور و نکتهٔ مرموز

یافتی هر چه خواستی از بخت

صبر کن ، کین نمونه ایست هنوز

سرورا، در مصاف باره بتاز

از بداندیش ملک کینه بتوز

سینهٔ دشمنان بنیزه بدر

دیدهٔ حاسدان بتیر بدوز

گاه کار ولی چو عدو بساز

گاه جان عدو چو عدو بسوز

تا بسعی بهار هر سالی

نو عروسی شود جهان عجوز

باد بختت همیشه راه نمای

باد چرخت همیشه نیک آموز

زیر سنگ صواعق گیتی

کوفته فرق دشمن تو چو گروز

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۱۷ - هم در مدح اتسز گویدشهی که نقش نگین جلال شد نامش
  2. شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح اتسزای شاه، جهانی شده‌ای تو ز بدایع
  3. شمارهٔ ۱۱۹ - در مدح تاج‌الدین ابوالغنایم رافعهست اعلام علم را رافع
  4. شمارهٔ ۱۲۰ - نیز در مدیحه گویدای چو چرخ بیستون رفیع
  5. شمارهٔ ۱۲۱ - در مدح اتسزای ز اخلاف تو تازه گشته آثار سلف
  6. شمارهٔ ۱۲۲ - در مدح ابوالفضل نصر بن خلف پادشاه نیمروزپادشاهی کوست ایمان را کنف
  7. شمارهٔ ۱۲۳ - در مدح شمس‌الدین وزیرایا بفضل و کرم در جهان شده معروف
  8. شمارهٔ ۱۲۴ - نیز در ستایش شمس‌الدین وزیرای صدر سروران زمانه به اتفاق
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.