پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۱۲۴ - نیز در ستایش شمس‌الدین وزیر

ای صدر سروران زمانه به اتفاق

جود تویی نهایت و بر تویی نفاق

تو شمسی و ز نور تو حساد محترق

آری ستاره را بود از شمس احتراق

ایام با مخالف تو هست در خلاف

اقبال با موافق تو هست در وفاق

مهر مناقب تو شده ایمن از زوال

ماه فضایل تو شده فارغ از محاق

با هر نشاط ناصح جاه تو گشته جفت

وز هر مراد حاسد صدر تو مانده طاق

در پیش رأی تو ز سعادت بود دلیل

در زیر زین تو ز سیادت بود براق

ای آفتاب حشمت تو دایم الضیا

وی بارگاه دولت تو عالی الرواق

تو ساکنی بخطهٔ خوارزم وصیت تو

چون صبح منتشر شده در بغهٔ عراق

عقد معالی ار تو فزونست اتظام

کار ممالک از تو گرفتست اتساق

کرده دل ولی تو لذات را نکاح

داده تن عدوی تو راحات و اطلاق

انصاف ملک را بجناب تو اجتماع

اعدای شرع راز نهیبت تو افتراق

تابر سپهر پیکر جوزا کند طلوع

تا بر میان پیکر جوزا بود نطاق

بادا منازعان ترا باعنا وصال

بادا معاندان ترا از طرب فراق

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۲۶ - در مدح اتسزشبی که هست کف او خزانهٔ ارزاق
  2. شمارهٔ ۱۲۷ - نیز در مدح اتسزای کرم را کف نهاده طریق
  3. شمارهٔ ۱۲۸ - هم در مدح اتسز گویدای ز حلم تو ساکنی در خاک
  4. شمارهٔ ۱۲۹ - در ستایش اتسزای گوهر زمین ز وقار تو برده سنگ
  5. شمارهٔ ۱۳۰ - نیز در ستایش اتسزای ز حکیمان شنوده علم اوایل
  6. شمارهٔ ۱۳۱ - در مدح علاءالدوله اتسزتا شد دلم بمهر بتان مایل
  7. شمارهٔ ۱۳۲ - قصیدۀ ملمع در مدح جمال الدین وزیرای جمال دولت ، ای چرخ جلال
  8. شمارهٔ ۱۳۳ - در مدح کمال الدین ابوالقاسم محمد بن ابوبکر خالای جناب تو قبلهٔ اقبال
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.