پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۱۳۲ - قصیدۀ ملمع در مدح جمال الدین وزیر

ای جمال دولت ، ای چرخ جلال

وی ز تو افزوده گیتی را جمال

ای سعادت را بصدرت انتما

وی سیادت را بقدرت اتصال

اختران از رای تو جویندنور

سروران از روی تو گیرند فال

بنده بودن جز ترا باشد خطا

مدح گفتن جز ترا باشد محال

مکرمت را از کف تو نظم کار

محمدت را از دل تو حسن حال

از مساعی نیست طبعت را ستوه

وز ایادی نیست دستت را ملال

همچو اسلاف بزرگ تو نبود

بوستان دین و دولت را نهال

اهل حاجت را ز اطراف جهان

نسیت الا سوی صدرت ارتحال

انت فی بدر المعالی کامل

صانک الرحمن عن عین الکمال

کفک الوطفاء ضیعت للندی

تبذل الاموال من قبل السؤال

دارک الفیحاء ماوی للعلی

رفقک المأمول مثوی للرجال

آلک الاخیار کانوا فی الهدی

باتفاق من بنیه خیر آل

ان عرتهم حظته ماز عز عوا

ان ریح ز عزمت شم الجبال

کلهم کانوا لیوثا للوغا

کلهم کانو عنوثا للنوال

کان فی ایدیهم اقلامهم

فاعلات للعدی فعل ال نصال

ای افاضل را ظلال جاه تو

از سموم نکبت گردون مآل

کاشکی من نیز همچون دیگران

هستمی اندر پناه آل ظلال

هست دیدار تو مر چشم مرا

چون دهان تشنه آب زلال

هست روزم بی لقای تو چو شب

هست ماهم بی جمال تو چو سال

چرخ آورد از سر نامردمی

نعمت دیدار را بر من زوال

کی تواند کرد جز چرخ لئیم

این چنین نامردمی را احتمال ؟

بادیا چون بدر بر برج شرف

پشت بدخواهت بخم همچون هلال

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۳۴ - در مدح اتسز خوارزمشاهای ز نعل مرکبانت صحن عالم پر هلال
  2. شمارهٔ ۱۳۵ - قصیدهٔ تمام مرصع در مدح علاءالدوله اتسزای منور به تو نجوم جلال
  3. شمارهٔ ۱۳۶ - هم در مدح علاء دوله اتسز گویدخدایگانا، بتو گرفت جمال
  4. شمارهٔ ۱۳۷ - از زبان علاءالدوله اتسز خوارزمشاه گویدمنم ، که نیست مرا در جهان نظیر و همال
  5. شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح علاء الدوله اتسزای روی تو چو خلد و لب تو چو سلسبیل
  6. شمارهٔ ۱۳۹ - در مدح ادیب صابر بن اسمعیل ترمذیبدیع شعر تو ، ای صابر بن اسمعیل
  7. شمارهٔ ۱۴۰ - نیز در مدیحه گویدای پیش تو سپهر میان بسته چون قلم
  8. شمارهٔ ۱۴۱ - در مدح اتسز خوارزمشاهای حریم صدر تو ترسندگان را چون حرم
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.