پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۱۲۳ - در مدح شمس‌الدین وزیر

ایا بفضل و کرم در جهان شده معروف

ضمیر پاک ترا بر نهان چرخ وقوف

تو شمس دینی، لیکن بسان شمس ترا

مباد خوف زوال و مباد بیم کسوف

جوار تو سپر صرف روزگار شدست

که باد چشم بد از روزگار تو مصروف

بیان اهل هنر بر ثنای تو مقصور

زبان اهل خرد بر دعای تو موقوف

نه چون وفاق تو شغلیست در جهان مرجو

نه چون خلاف تو کاریست در زمانه مخوف

همه سخاوت وجودست از کفت معتاد

همه کرامت و فضلت از دلت مألوف

ز صدمت تو ‌شود منهدم بنای ضلال

ز حشمت تو شود منهزم سپاه صروف

بکشف دین کلمات ترا ضیای نجوم

بصف کین عزمات ترا مضای سیوف

منم که هست تن من بخدمتت موسوم

منم که هست دل من بطاعتت موصوف

تو آن کسی که به رغم عدو رسانیدست

مکارم تو ز آحاد مال من بالوف

خطیر خاطر من، تا ترا بقا باشد

نبود خواهد الا بمدح تو مشعوف

همیشه تا که مکرم بود زبان بسخن

همیشه تا که مرکب بود سخن ز حروف

عدوت بادا در ذل محنت و تا حشر

بعز و دولت بادا جناب تو محفوف

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۲۵ - در مدح ضیاء الدین عراق وزیرای وزیر عالم و عادل ، ضیاء الدین عراق
  2. شمارهٔ ۱۲۶ - در مدح اتسزشبی که هست کف او خزانهٔ ارزاق
  3. شمارهٔ ۱۲۷ - نیز در مدح اتسزای کرم را کف نهاده طریق
  4. شمارهٔ ۱۲۸ - هم در مدح اتسز گویدای ز حلم تو ساکنی در خاک
  5. شمارهٔ ۱۲۹ - در ستایش اتسزای گوهر زمین ز وقار تو برده سنگ
  6. شمارهٔ ۱۳۰ - نیز در ستایش اتسزای ز حکیمان شنوده علم اوایل
  7. شمارهٔ ۱۳۱ - در مدح علاءالدوله اتسزتا شد دلم بمهر بتان مایل
  8. شمارهٔ ۱۳۲ - قصیدۀ ملمع در مدح جمال الدین وزیرای جمال دولت ، ای چرخ جلال
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.