پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۱۲۲ - در مدح ابوالفضل نصر بن خلف پادشاه نیمروز

پادشاهی کوست ایمان را کنف

پادشاهان را به جاه او شرف

تاج دین، بوالفضل ، شاه نیمروز

ناصر اسلام، نصر بن خلف

اوست امروز آن خلف اندر هدی

کز خصالش زنده شده نام سلف

قدر او نجم معالی را فلک

طبع او در معانی را صدف

ای ز تف آتش شمشیر تو

گشته خفتنان دلیران همچو خف

گنجی اموال تو هنگام عطا

تیر آمال خلایق را هدف

عدل تو از بهر نظم روزگار

نصب کرده ناظری از هر طرف

بحر زاخر خوانمت، نی نی، تراست

صد هزارتن بحر زاخر در دو کف

از عنا تا دیده ای باشد بنم

وز اسف تا سینه ای ‌باشد بتف

باد بخش دشمنان تو عنا

باد قسم حاسدان تو اسف

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۲۴ - نیز در ستایش شمس‌الدین وزیرای صدر سروران زمانه به اتفاق
  2. شمارهٔ ۱۲۵ - در مدح ضیاء الدین عراق وزیرای وزیر عالم و عادل ، ضیاء الدین عراق
  3. شمارهٔ ۱۲۶ - در مدح اتسزشبی که هست کف او خزانهٔ ارزاق
  4. شمارهٔ ۱۲۷ - نیز در مدح اتسزای کرم را کف نهاده طریق
  5. شمارهٔ ۱۲۸ - هم در مدح اتسز گویدای ز حلم تو ساکنی در خاک
  6. شمارهٔ ۱۲۹ - در ستایش اتسزای گوهر زمین ز وقار تو برده سنگ
  7. شمارهٔ ۱۳۰ - نیز در ستایش اتسزای ز حکیمان شنوده علم اوایل
  8. شمارهٔ ۱۳۱ - در مدح علاءالدوله اتسزتا شد دلم بمهر بتان مایل
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.