پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۱۲۰ - نیز در مدیحه گوید

ای چو چرخ بیستون رفیع

وی چو کوه بیستون صدرت منیع

چو زمانه دولتی داری عزیز

چون ستاره همتی داری رفیع

در مساعی کرده ‌های تو جمیل

در محامد گفته‌های تو بدیع

همچو صبر بخردان حزمت متین

همچو وهم زیرکان عزمت سریع

صدر محروس ترا گیتی غلام

رأی میمون ترا گردون مطیع

مجرمان آز را وقت عطا

لفظ و اخلاق تو بس باشد شفیع

ارتکاب کین تو بئس العمل

اکتساب مهر تو نعم الصنیع

تا بود اظهار دین شغلی شریف

تا بود انکار حق کاری شنیع

باد تا یوم الجزا نامت بلند

باد تا روز قضا جاهت وسیع

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۲۲ - در مدح ابوالفضل نصر بن خلف پادشاه نیمروزپادشاهی کوست ایمان را کنف
  2. شمارهٔ ۱۲۳ - در مدح شمس‌الدین وزیرایا بفضل و کرم در جهان شده معروف
  3. شمارهٔ ۱۲۴ - نیز در ستایش شمس‌الدین وزیرای صدر سروران زمانه به اتفاق
  4. شمارهٔ ۱۲۵ - در مدح ضیاء الدین عراق وزیرای وزیر عالم و عادل ، ضیاء الدین عراق
  5. شمارهٔ ۱۲۶ - در مدح اتسزشبی که هست کف او خزانهٔ ارزاق
  6. شمارهٔ ۱۲۷ - نیز در مدح اتسزای کرم را کف نهاده طریق
  7. شمارهٔ ۱۲۸ - هم در مدح اتسز گویدای ز حلم تو ساکنی در خاک
  8. شمارهٔ ۱۲۹ - در ستایش اتسزای گوهر زمین ز وقار تو برده سنگ
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.