پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۶

مردمی فرموده جا در چشم گریان کرده‌ای

شوره زار شور بختان را گلستان کرده‌ای

تو کجا وین دل که در هر گوشه‌ای جغد غمی‌ست

گنج را مانی که جا در کنج ویران کرده ای

کارها موقوف توفیق است ،مشکل این شدست

ورنه تو ای کعبه بر ما کار آسان کرده‌ای

منت کحل الجواهر می‌کشد چشمم زیاد

گر نمک آرد از آن راهی که جولان کرده‌ای

بوی جان می‌آید از تو خیر مقدم ای صبا

غالبا طوقی به گرد کوی جانان کرده ای

ای صبا پیراهن یوسف مگر همراه تست

از کدامین باغ این گل در گریبان کرده‌ای

مرحبا ای ترک صید انداز وحشی در کمند

جذب شوقم خوش کمند گردن جان کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۸من اندوهگین را قصد جان کردی ، نکو کردی
  2. شمارهٔ ۳۷۹چه فروشدی به کلفت چه شدت چه حال داری
  3. شمارهٔ ۳۸۰جایی روم که جنس وفا را خرد کسی
  4. شمارهٔ ۳۸۱چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی
  5. شمارهٔ ۳۸۲چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی
  6. شمارهٔ ۳۸۳گر طی کنم طریق ادب را چه می‌کنی
  7. شمارهٔ ۳۸۴چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمی‌دیدی
  8. شمارهٔ ۳۸۵چه دیدی ای که هرگز بد نبینی
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.