پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۵

چه دیدی ای که هرگز بد نبینی

که سوی مبتلای خود نبینی

عفا ک اله مرا کشتی و رفتی

نکو رفتی الاهی بد نبینی

مجو پایان دریای محبت

که گردی غرق و آنرا حد نبینی

ز مقصودم بر آوردی رقیبا

الاهی ره سوی مقصد نبینی

چه طور بد ز من دیدی که سویم

به آن طوری که می‌باید نبینی

منم وحشی همین مردود بزمش

به پیشش دیگران را بد نبینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۷من و از دور تماشای گلستان کسی
  2. شمارهٔ ۳۸۸ای از گل عذرات هر مرغ را نوایی
  3. شمارهٔ ۳۸۹مرا زد راه عشق خردسالی
  4. شمارهٔ ۳۹۰خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی
  5. شمارهٔ ۳۹۱کردم از سجدهٔ راه تو جبین آرایی
  6. شمارهٔ ۳۹۲چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردی
  7. شمارهٔ ۳۹۳ای جوان ترک وش میر کدامین لشکری
  8. شمارهٔ ۳۹۴از برای خاطر اغیار خوارم می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.