پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۲

چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردی

اگر سنگین نبودی گوش او فریادها کردی

کند بیگانگی هر چند گویم شرح غم با او

چه غم بودی اگر خود را به این حرف آشنا کردی

به اغیار آنقدرها می‌توانست از وفا دیدن

چه می‌شد گر زیادی یک نظر هم سوی ما کردی

به تنگیم از جدایی کاشکی می‌شد یکی پیدا

که ما را رهنمایی سوی اقلیم فنا کردی

اجل گر رحم بر وحشی نکردی شام مهجوری

تو می‌دانی که غم با روزگار او چها کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۴از برای خاطر اغیار خوارم می‌کنی
  2. شمارهٔ ۳۹۵بکش زارم چه دایم حرف از آزار می‌گویی
  3. شمارهٔ ۳۹۶ای آنکه عرض حال من زار کرده‌ای
  4. شمارهٔ ۳۹۷ای مرغ سحر! حسرت بستان که داری؟
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.