پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۸

از باده مست گشت بت می‌پرست ما

آمد چه خوب فرصت وصلش به دست ما

ما بر امور انفس و آفاق قادریم

لیکن قضاست مسئله پای‌بست ما

هر پنجه‌ای به پنجه ما ناورد شکست

بازوی عشق می‌دهد ای دل شکست ما

در ساحتش خطا بود اظهار هست و بود

زیرا به دست اوست همه بود و هست ما

مائیم جمله ذاکر و ساجد به پیش او

از اوست در نماز قیام نشست ما

گاهیم بر فراز و زمانیم در نشیب

تا خلق پی برند به بالا و پست ما

ای دوست استفاده ز فرصت غنیمت است

تدبیر چیست جست چو ماهی ز شست ما

وحدت حرام باد کسی کآرزو کند

لب بر لبش نهند صنم می‌پرست ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰لبریز تا ز باده نگردید جام ما
  2. شمارهٔ ۱۱باز آهنگ جنون کردیم ما
  3. شمارهٔ ۱۲از یک خروش یا رب شب زنده‌دارها
  4. شمارهٔ ۱۳بشنو ز ما که تجربه کردیم سال‌ها
  5. شمارهٔ ۱۴ز دست عقل به رنجم بیار جام شراب
  6. شمارهٔ ۱۵عشق به یک سو فکند پرده چو از روی ذات
  7. شمارهٔ ۱۶هر دلی کز تو شود غمزده، آن دل شاد است
  8. شمارهٔ ۱۷به کیش اهل حقیقت کسی که درویش است
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.