پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۷

تا نشوئید به می دفتر دانایی را

نتوان پای زدن عالم رسوایی را

سرنوشت ازلی بود که داغ غم عشق

جای دادند به دل لاله صحرایی را

آنکه سر باخت به صحرای جنون می‌داند

که چه سوداست به سر این سر سودایی را

برو از گوشه‌نشینان خرابات بپرس

لذت خلوت و خاموشی و تنهایی را

دعوی عشق و شکیبا ز کجا تا به کجا

عشق در هم شکند پشت شکیبایی را

نیست جایی که نه آنجاست ولیکن جویید

در دل خویشتن آن دلبر هرجایی را

برو ای عاقل و از دیده مجنون بنگر

تا ببینی همه سو جلوه لیلایی را

یافتم عاقبت این نکته کزو یافته‌اند

دلفریبان همه سرمایه زیبایی را

وحدت از خاک در میکده وحدت ساخت

سرمه روشنی دیده بینایی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹گردون چو زد لوای ولایت به بام ما
  2. شمارهٔ ۱۰لبریز تا ز باده نگردید جام ما
  3. شمارهٔ ۱۱باز آهنگ جنون کردیم ما
  4. شمارهٔ ۱۲از یک خروش یا رب شب زنده‌دارها
  5. شمارهٔ ۱۳بشنو ز ما که تجربه کردیم سال‌ها
  6. شمارهٔ ۱۴ز دست عقل به رنجم بیار جام شراب
  7. شمارهٔ ۱۵عشق به یک سو فکند پرده چو از روی ذات
  8. شمارهٔ ۱۶هر دلی کز تو شود غمزده، آن دل شاد است
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.