پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۶

بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را

هرگز نتوان دید جمال احدی را

با خود نظری داشت که بر لوح قلم زد

کلک ازلی نقش جمال ابدی را

جان‌ها فلکی گردد، اگر این تن خاکی

بیرون کند از خود صفت دیو و ددی را

در رقص درآید فلک از زمزمه عشق

چونان که شتر بشنود آهنگ حدی را

ما از کتب عشق نخواندیم و ندیدیم

جز درس و خط بیخودی و بی‌خردی را

یا بوسه مزن بر لب مینای محبت

یا در خم توحید فکن نیک و بدی را

گل بزمگه خسروی آراست چو بشنید

از مرغ سحر زمزمه باربدی را

درویش به صد افسر شاهی نفروشد

یک موی از این کهنه کلاه نمدی را

یا رب به که این نکته توان گفت که وحدت

در کوی صنم یافته راه صمدی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸از باده مست گشت بت می‌پرست ما
  2. شمارهٔ ۹گردون چو زد لوای ولایت به بام ما
  3. شمارهٔ ۱۰لبریز تا ز باده نگردید جام ما
  4. شمارهٔ ۱۱باز آهنگ جنون کردیم ما
  5. شمارهٔ ۱۲از یک خروش یا رب شب زنده‌دارها
  6. شمارهٔ ۱۳بشنو ز ما که تجربه کردیم سال‌ها
  7. شمارهٔ ۱۴ز دست عقل به رنجم بیار جام شراب
  8. شمارهٔ ۱۵عشق به یک سو فکند پرده چو از روی ذات
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.