پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

لبریز تا ز باده نگردید جام ما

در نامه عمل ننوشتند نام ما

ما خود خراب و مست شرابیم و محتسب

نبود خبر ز مستی شرب مدام ما

دارم هوای آنکه ز بامش پرم ولیک

بنموده چین زلف کجش پای دام ما

چون گشته‌ایم حلقه به گوش جناب عشق

زیبد که ماه چارده گردد غلام ما

با اینچنین تحقق آمال و وصل یار

بنشسته است مرغ سعادت به بام ما

ای مدعی اگر بگشایی تو چشم دل

بینی شکوه عزت و جاه و مقام ما

این نکته روشن است که در دور روزگار

باشد صفا و صدق و محبت مرام ما

وحدت بنوش باده وحدت ز دست دوست

بهتر از این به دهر نباشد گمان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲از یک خروش یا رب شب زنده‌دارها
  2. شمارهٔ ۱۳بشنو ز ما که تجربه کردیم سال‌ها
  3. شمارهٔ ۱۴ز دست عقل به رنجم بیار جام شراب
  4. شمارهٔ ۱۵عشق به یک سو فکند پرده چو از روی ذات
  5. شمارهٔ ۱۶هر دلی کز تو شود غمزده، آن دل شاد است
  6. شمارهٔ ۱۷به کیش اهل حقیقت کسی که درویش است
  7. شمارهٔ ۱۸بر آنکه مرید می و معشوقه و جام است
  8. شمارهٔ ۱۹مقصد من، خواجه، مولای من است
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.