پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۵

یا میکده را دربند این رند شرابی را

یا چشم بپوش امشب مستی و خرابی را

تا گرد وجودم را بر باد فنا ندهد

از دست نخواهد داد این آتش آبی را

یکباره پریشان کرد ما را چو پریشان کرد

بر روی مه‌آسایش زلفین سحابی را

از قهقهه بیجاست ای کبک دری کز خون

شاهین کندت رنگین چنگال عقابی را

رو دست بشوی از تن زان پیش که خود سازد

سیلاب فنا ویران این کاخ ترابی را

ای خواجه یکی گردد خود بحر و حباب آخر

در دهر چه بسپاری این شکل حبابی را

آهم به فلک بر شد از جور رقیب امشب

تا خود چه اثر باشد این تیر شهابی را

القصه مکن باور افسانه واعظ را

کی گوش کند عاقل هر بانگ غرابی را

بشنو سخن وحدت ای تشنه که آب آنسوست

بیهوده چه پیمایی این دشت سرابی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷تا نشوئید به می دفتر دانایی را
  2. شمارهٔ ۸از باده مست گشت بت می‌پرست ما
  3. شمارهٔ ۹گردون چو زد لوای ولایت به بام ما
  4. شمارهٔ ۱۰لبریز تا ز باده نگردید جام ما
  5. شمارهٔ ۱۱باز آهنگ جنون کردیم ما
  6. شمارهٔ ۱۲از یک خروش یا رب شب زنده‌دارها
  7. شمارهٔ ۱۳بشنو ز ما که تجربه کردیم سال‌ها
  8. شمارهٔ ۱۴ز دست عقل به رنجم بیار جام شراب
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.