پرش به محتوای اصلی
وحدت کرمانشاهی وحدت کرمانشاهی

غزلیات

شمارهٔ ۴

آتش عشقم بسوخت خرقه طامات را

سیل جنون در ربود رخت عبادات را

مسئله عشق نیست درخور شرح و بیان

بِه که به یکسو نهیم لفظ و عبارات را

دامن خلوت ز دست کی دهد آن کو که یافت

در دل شب‌های تار ذوق مناجات را

هر نفسم چنگ و نی از تو پیامی دهد

پی نبرد هر کسی رمز اشارات را

راه دهید امشبم مسجدیان تا سحر

مستم و گم کرده‌ام راه خرابات را

دوش تفرج‌کنان خوش ز حرم تا به دیر

رفتم و کردم تمام سیر مقامات را

غیر خیالات نیست عالم و ما کرده‌ایم

از دم پیر مغان رفع خیالات را

خاک‌نشینانِ عشق بی مدد جبرئیل

هر نفسی می‌کنند سیر سماوات را

بر سر بازار عشق کس نخرد ای عزیز

از تو به یک جو هزار کشف و کرامات را

وحدت از این پس مده دامن رندان ز دست

صرف خرابات کن جمله اوقات را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را
  2. شمارهٔ ۷تا نشوئید به می دفتر دانایی را
  3. شمارهٔ ۸از باده مست گشت بت می‌پرست ما
  4. شمارهٔ ۹گردون چو زد لوای ولایت به بام ما
  5. شمارهٔ ۱۰لبریز تا ز باده نگردید جام ما
  6. شمارهٔ ۱۱باز آهنگ جنون کردیم ما
  7. شمارهٔ ۱۲از یک خروش یا رب شب زنده‌دارها
  8. شمارهٔ ۱۳بشنو ز ما که تجربه کردیم سال‌ها
همه‌ی غزلیات ←

وحدت کرمانشاهی درباره‌ی وحدت کرمانشاهی

طهماسب‌قلی‌خان کلهر (زادهٔ ۱۲۰۴ هجری شمسی در کرمانشاه - درگذشتهٔ ۱۲۶۲ هجری شمسی در تهران) متخلص به وحدت و ملقب به افصح‌المتکلمین، عارف و شاعر عصر قاجاریه بود. وی فرزند رستم خان از خوانین ایل کلهر بود که با شاگردی میرزا حسن در کرمانشاه و آخوند ملا ولی‌الله (از شاگردان حسین‌علیشاه) در همدان، به سلک اهل تصوف درآمد. وی از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.