فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ - شرح حال آه، آه از جور چرخ چنبری
- شمارهٔ ۲ - رحمت پروردگار ساقی بیار باده که چون نیک بنگری
- شمارهٔ ۳ - بنای عدل الا ای پای بند مال دنیا!
- شمارهٔ ۴ - فضل خداوندی صلوه این نیست ای مرد مصلی!
- شمارهٔ ۵ - آرزوی وصل راهیست پر خطر ره عشق تو ای نگار!
- شمارهٔ ۶ - شراب جهل از مسلمانی مرا آید عجب
- شمارهٔ ۷ - زلف سیه فام سختم آید زتو ای زلف سیه فام!
- شمارهٔ ۸ - گاه سخن الا ای که هرگز به گاه سخن!
- شمارهٔ ۹ - دل بی قرار شیرین عذار یار من، آن سرو خوش خرام
- شمارهٔ ۱۰ - ماه یا که خورشید ای به رخسارهٔ تو زلف سیاه
- شمارهٔ ۱۱ - بادهٔ ناب تا کی ای بخت خفتهٔ «ترکی»!
- شمارهٔ ۱۲ - تاب عشق افتاده است از نظرم ماه و آفتاب
- شمارهٔ ۱۳ - تیر شباب نوجوانی به شخص پیری گفت
- شمارهٔ ۱۴ - جاذب خلق ترکیا! تا زر و سیمت به کف است
- شمارهٔ ۱۵ - بالش زر روزش چو شب است و شب، شب اول قبر
- شمارهٔ ۱۶ - بخت خفته چها که می کشم از دست بخت خفتهٔ خویش
- شمارهٔ ۱۷ - محراب دعا آفتاب از شرم رویش رخ کند پنهان به ابر
- شمارهٔ ۱۸ - غلام طالع گر به صنعت عدیل داودی
- شمارهٔ ۱۹ - زر و سیم سخنی گویمت ز من بشنو
- شمارهٔ ۲۰ - علامت عشق عاشقان را بود علامت عشق
- شمارهٔ ۲۱ - تارک الصلاه مباش نصیحتی کنمت ای پسر ز من بشنو!
- شمارهٔ ۲۲ - رحمت حق وقت آن شد که بلرزیم چو بید از سرما
- شمارهٔ ۲۳ - خجسته کتاب هزار شکر که شد ختم این خجسته کتاب
- شمارهٔ ۲۴ - نخل غفلت ای که مستی ز بادهٔ دولت
- شمارهٔ ۲۵ - خون دل ای که خواهان راحتی به جهان
- شمارهٔ ۲۶ - در حقیقت هر که غالب گشت عقل وی به نفس
- شمارهٔ ۲۷ - تیغ تیز به روزگار از این درد صعب تر نبود
- شمارهٔ ۲۸ - عجوزهٔ دنیا چه خواهی از دل من، ای عجوزهٔ دنیا!
- شمارهٔ ۲۹ - چراغ در جهان هر که با تو کرد بدی
- شمارهٔ ۳۰ - درد بی علاج گرچه از دردها در این عالم
- شمارهٔ ۳۱ - ندهد سود هر که را دختری ست در خانه
- شمارهٔ ۳۲ - بانگ فریاد دختری روی همچو ماهی داشت
- شمارهٔ ۳۳ - غم زمانه ای که گویی غم زمانه مخور
- شمارهٔ ۳۴ - عاشق حال عاشق، ز من چه می پرسی
- شمارهٔ ۳۵ - چراغ خویش ای که داری چراغ مرده به دست
- شمارهٔ ۳۶ - غم بیهوده اگر صد سال در این دار فانی
- شمارهٔ ۳۷ - یک عمر یک دمی بیدار شو، از خواب ناز
- شمارهٔ ۳۸ - مجال مکث و درنگ ای که آسوده خفته ای شب و روز
- شمارهٔ ۳۹ - هشیار باش این چند روز عمر، که هستی تو در جهان
- شمارهٔ ۴۰ - بخل و حسد عجب آید مرا که می دانیم
- شمارهٔ ۴۱ - دل تنگ جهان ماند به خم رنگ ریزان
- شمارهٔ ۴۲ - حال خویش گر مردگان ز زیر لحد سر بر آوردند
- شمارهٔ ۴۳ - ماه صیام روزه دارا مکن به ماه صیام!
- شمارهٔ ۴۴ - سر باطن نظر به ظاهر مردم کن و زیاده مپرس
- شمارهٔ ۴۵ - خدا داند کسی را گر به بینی درخرابات
- شمارهٔ ۴۶ - نرم خویی هر که با تو بدی کند روزی
- شمارهٔ ۴۷ - ایام شاعری منت خدای را که در ایام شاعری
- شمارهٔ ۴۸ - مرد باش گر کسی از تو غیبتی گوید
- شمارهٔ ۴۹ - توکل هر که را باشد توکل بر خدا
- شمارهٔ ۵۰ - خبث باطن کسی که جهلش غالب بود به عقل سلیم
- شمارهٔ ۵۱ - مشورت تا توانی مشورت با زن مکن
- شمارهٔ ۵۲ - عقل و معرفت آدمیرا فخر باشد بر جماد
- شمارهٔ ۵۳ - گوییا ای فلان! از تو سخت می ترسم
- شمارهٔ ۵۴ - طریق بندگی بر جمال و مال خود غره مشو
- شمارهٔ ۵۵ - عمر هزار ساله گیرم هزار سال، کنی عمر و زندگی
- شمارهٔ ۵۶ - آفت تنهایی گر بدانی به جهان، آفت تنهایی را
- شمارهٔ ۵۷ - شیر حق علی تیغ آتشبار شیر حق علی
- شمارهٔ ۵۸ - نام علی به هر سخن که در او ذکر نیست نام علی
- شمارهٔ ۵۹ - کی دهد فروغ؟ شخصی به طعنه گفت که اشعار شاعران
- شمارهٔ ۶۰ - حادثات زمان در این جهان، بود آسوده از کلال و ملا
متن اشعار به نقل از گنجور.