پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل پنجم - قطعه‌ها و تک‌بیتی‌ها

شمارهٔ ۱۷ - محراب دعا

آفتاب از شرم رویش رخ کند پنهان به ابر

ماه من از چهرهٔ خود گر براندازد نقاب

چون گذارد بر زمین پا سرو سیم اندام من

هر که بیند گویدش یا لیتنی کنت تراب

ابروی دلدار من مانا که محراب دعاست

هر دعا کانجا شود بی شبه گردد مستجاب

دیدمش خون می چکد از چهرهٔ همچون گلش

این سخن شد راست کز گل می شود حاصل گلاب

هر چه من با او کنم او نیز با من می کند

من به او عجز و نیاز و او به من خشم و عتاب

دیدمش در جامهٔ نیلی به سر مشکین کلاه

گفتم این روزی ست کز مغرب برآید آفتاب

سرخی سرپنجه اش «ترکی» نه از رنگ حناست

پنجه اش دارد ز خون عاشقان دایم خضاب

ادامه‌ی فصل پنجم - قطعه‌ها و تک‌بیتی‌ها

  1. شمارهٔ ۱۹ - زر و سیمسخنی گویمت ز من بشنو
  2. شمارهٔ ۲۰ - علامت عشقعاشقان را بود علامت عشق
  3. شمارهٔ ۲۱ - تارک الصلاه مباشنصیحتی کنمت ای پسر ز من بشنو!
  4. شمارهٔ ۲۲ - رحمت حقوقت آن شد که بلرزیم چو بید از سرما
  5. شمارهٔ ۲۳ - خجسته کتابهزار شکر که شد ختم این خجسته کتاب
  6. شمارهٔ ۲۴ - نخل غفلتای که مستی ز بادهٔ دولت
  7. شمارهٔ ۲۵ - خون دلای که خواهان راحتی به جهان
  8. شمارهٔ ۲۶ - در حقیقتهر که غالب گشت عقل وی به نفس
همه‌ی فصل پنجم - قطعه‌ها و تک‌بیتی‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.