پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی

ترکی شیرازی

فصل پنجم - قطعه‌ها و تک‌بیتی‌ها

۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ - شرح حال آه، آه از جور چرخ چنبری
  2. شمارهٔ ۲ - رحمت پروردگار ساقی بیار باده که چون نیک بنگری
  3. شمارهٔ ۳ - بنای عدل الا ای پای بند مال دنیا!
  4. شمارهٔ ۴ - فضل خداوندی صلوه این نیست ای مرد مصلی!
  5. شمارهٔ ۵ - آرزوی وصل راهی‌ست پر خطر ره عشق تو ای نگار!
  6. شمارهٔ ۶ - شراب جهل از مسلمانی مرا آید عجب
  7. شمارهٔ ۷ - زلف سیه فام سختم آید زتو ای زلف سیه فام!
  8. شمارهٔ ۸ - گاه سخن الا ای که هرگز به گاه سخن!
  9. شمارهٔ ۹ - دل بی قرار شیرین عذار یار من، آن سرو خوش خرام
  10. شمارهٔ ۱۰ - ماه یا که خورشید ای به رخسارهٔ تو زلف سیاه
  11. شمارهٔ ۱۱ - بادهٔ ناب تا کی ای بخت خفتهٔ «ترکی»!
  12. شمارهٔ ۱۲ - تاب عشق افتاده است از نظرم ماه و آفتاب
  13. شمارهٔ ۱۳ - تیر شباب نوجوانی به شخص پیری گفت
  14. شمارهٔ ۱۴ - جاذب خلق ترکیا! تا زر و سیمت به کف است
  15. شمارهٔ ۱۵ - بالش زر روزش چو شب است و شب، شب اول قبر
  16. شمارهٔ ۱۶ - بخت خفته چها که می کشم از دست بخت خفتهٔ خویش
  17. شمارهٔ ۱۷ - محراب دعا آفتاب از شرم رویش رخ کند پنهان به ابر
  18. شمارهٔ ۱۸ - غلام طالع گر به صنعت عدیل داودی
  19. شمارهٔ ۱۹ - زر و سیم سخنی گویمت ز من بشنو
  20. شمارهٔ ۲۰ - علامت عشق عاشقان را بود علامت عشق
  21. شمارهٔ ۲۱ - تارک الصلاه مباش نصیحتی کنمت ای پسر ز من بشنو!
  22. شمارهٔ ۲۲ - رحمت حق وقت آن شد که بلرزیم چو بید از سرما
  23. شمارهٔ ۲۳ - خجسته کتاب هزار شکر که شد ختم این خجسته کتاب
  24. شمارهٔ ۲۴ - نخل غفلت ای که مستی ز بادهٔ دولت
  25. شمارهٔ ۲۵ - خون دل ای که خواهان راحتی به جهان
  26. شمارهٔ ۲۶ - در حقیقت هر که غالب گشت عقل وی به نفس
  27. شمارهٔ ۲۷ - تیغ تیز به روزگار از این درد صعب تر نبود
  28. شمارهٔ ۲۸ - عجوزهٔ دنیا چه خواهی از دل من، ای عجوزهٔ دنیا!
  29. شمارهٔ ۲۹ - چراغ در جهان هر که با تو کرد بدی
  30. شمارهٔ ۳۰ - درد بی علاج گرچه از دردها در این عالم
  31. شمارهٔ ۳۱ - ندهد سود هر که را دختری ست در خانه
  32. شمارهٔ ۳۲ - بانگ فریاد دختری روی همچو ماهی داشت
  33. شمارهٔ ۳۳ - غم زمانه ای که گویی غم زمانه مخور
  34. شمارهٔ ۳۴ - عاشق حال عاشق، ز من چه می پرسی
  35. شمارهٔ ۳۵ - چراغ خویش ای که داری چراغ مرده به دست
  36. شمارهٔ ۳۶ - غم بیهوده اگر صد سال در این دار فانی
  37. شمارهٔ ۳۷ - یک عمر یک دمی بیدار شو، از خواب ناز
  38. شمارهٔ ۳۸ - مجال مکث و درنگ ای که آسوده خفته ای شب و روز
  39. شمارهٔ ۳۹ - هشیار باش این چند روز عمر، که هستی تو در جهان
  40. شمارهٔ ۴۰ - بخل و حسد عجب آید مرا که می دانیم
  41. شمارهٔ ۴۱ - دل تنگ جهان ماند به خم رنگ ریزان
  42. شمارهٔ ۴۲ - حال خویش گر مردگان ز زیر لحد سر بر آوردند
  43. شمارهٔ ۴۳ - ماه صیام روزه دارا مکن به ماه صیام!
  44. شمارهٔ ۴۴ - سر باطن نظر به ظاهر مردم کن و زیاده مپرس
  45. شمارهٔ ۴۵ - خدا داند کسی را گر به بینی درخرابات
  46. شمارهٔ ۴۶ - نرم خویی هر که با تو بدی کند روزی
  47. شمارهٔ ۴۷ - ایام شاعری منت خدای را که در ایام شاعری
  48. شمارهٔ ۴۸ - مرد باش گر کسی از تو غیبتی گوید
  49. شمارهٔ ۴۹ - توکل هر که را باشد توکل بر خدا
  50. شمارهٔ ۵۰ - خبث باطن کسی که جهلش غالب بود به عقل سلیم
  51. شمارهٔ ۵۱ - مشورت تا توانی مشورت با زن مکن
  52. شمارهٔ ۵۲ - عقل و معرفت آدمیرا فخر باشد بر جماد
  53. شمارهٔ ۵۳ - گوییا ای فلان! از تو سخت می ترسم
  54. شمارهٔ ۵۴ - طریق بندگی بر جمال و مال خود غره مشو
  55. شمارهٔ ۵۵ - عمر هزار ساله گیرم هزار سال، کنی عمر و زندگی
  56. شمارهٔ ۵۶ - آفت تنهایی گر بدانی به جهان، آفت تنهایی را
  57. شمارهٔ ۵۷ - شیر حق علی تیغ آتشبار شیر حق علی
  58. شمارهٔ ۵۸ - نام علی به هر سخن که در او ذکر نیست نام علی
  59. شمارهٔ ۵۹ - کی دهد فروغ؟ شخصی به طعنه گفت که اشعار شاعران
  60. شمارهٔ ۶۰ - حادثات زمان در این جهان، بود آسوده از کلال و ملا

متن اشعار به نقل از گنجور.